هشت سال گذشته بود. نه آن شور و حرارت روزهای اول را داشت و نه حالی برای حرف زدن، محمود احمدی نژاد را می گویم، گرد پیری روی صورتش نشسته بود و داشت برای مرتضی حیدری مجری محبوبش سخنرانی می کرد.

هشت سال گذشته بود. نه آن شور و حرارت روزهای اول را داشت و نه حالی برای حرف زدن، محمود احمدی نژاد را می گویم، گرد پیری روی صورتش نشسته بود و داشت برای مرتضی حیدری مجری محبوبش سخنرانی می کرد. این دو را هشت سال دیده بودیم. سبیل به سبیل هم می نشستند و هندوانه زیر بغل هم می گذاشتند. شب یازدهم مرداد هم همین اتفاق افتاد.

خیال می کردیم احمدی نژاد شب آخری از مردم برای کارهای کرده و نکرده اش حلالیت می طلبد و می رود. اما این طور نشد. کاغی از جیبش درآورد و توی دستش این طرف و آن طرف کرد. شماره حسابی داد و از مردم خواست برای راه اندازی دانشگاه تازه اش نفری دو هزار تومان به او کمک کنند! ما واقعا با پدیده ای رو به رو بودیم که بعد از هشت سال خدمت صادقانه (!) و پخش کردن رایحه خوش خدمت در نقطه نقطه کشورمان، از ما کمک بلاعوض می خواست!

گشتی در دانشگاه ایرانیان که دانشگاه نیست!

حساب ریاست جمهوری، حساب بی کتاب!

ماجرای دانشگاه جامع ایرانیان به دادن شماره حساب ختم نشد. درست فردای آن روز، یعنی در آخرین روز فعالیت دولت محمود احمدی نژاد، مبلغ ۱۶ میلیارد تومان از حساب ریاست جمهوری به حساب دانشگاه جامع ایرانیان که متعلق به حمید بقایی و محمود احمد نژاد بود، واریز شد. واریزی که نزدیکان احمدی نژاد آن را قانونی می دانستند، طبق تبصره ای که دولت را موظف می کرد به پرداخت کمک به دانشگاه های غیرانتفاعی.

در حالی که بعدها، یعنی با ورود دولت جدید و کارمندان نهاد ریاست جمهوری و پی گیری دیوان محاسبات معلوم شد دانشگاه جامع ایرانیان ۱۵ روز بعد یعنی ۲۶ مرداد سال ۹۲ به ثبت رسیده. تیم احمدی نژاد ۱۶ میلیارد تومان پول بی زبان مملکت را به دانشگاهی داده بودند که هنوز به صورت رسمی ثبت هم نشده بود!

با پی گیری اکبر ترکان، مشاور ارشد روحانی و رد و بدل کردن نام�� هایی با مسئولان دولت قبل، این پول به خزانه برگردانده شد، اما پنج ماه بعد، حمید بقایی مشاور احمدی نژاد و از اعضای هیئت موسس دانشگاه جامع ایرانیان در اظهارنظری گفته بود که ما پول را به صورت داوطلبانه برگرداندیم، وگرنه کار ما غیرقانونی نبوده.

گشتی در دانشگاه ایرانیان که دانشگاه نیست!

همان زمان بود که ماجرای خودروهای نهاد ریاست جمهوری هم سر و کله اش پیدا شد. ۲۶ خودروی تشریفات که عموما خودروهای گران قیمتی هم بودند، توسط نزدیکان احمدی نژاد غصب شده بودند و خیال نداشتند آن ها را برگردانند. ترکان همان زمان با توجه به صحبت های بقایی گفته بود: «ماشین ها، دفاتر و ساختمان های مربوط به مناطق آزاد و اموالی که در دستان آقایان است، اگر به همین صورت و به ادعای خودشان داوطلبانه مسرد شود، ما از این امر استقبال می کنیم.»

مجوز رو کی داده و کی گرفته!

دولت احمدی نژاد دولت ناممکن ها بود! هر غیرممکنی را ممکن کرد! تصویب صدها طرح عمرانی و فرهنگی در جلسات چندساعته، تعطیلی نهادهای برنامه ریزی و گروه های مشورتی، پایین آوردن ارزش پول ملی، تورم روزافزون و انفجار قیمت راز، فساد های چندهزار میلیاردی نهادهای دولتی و…

احمدی نژاد معتقد بود رئیس جمهور اجازه تفسیر قانون را دارد و هر قانونی را که بخواهد انجام می دهد و هر آنچه را نخواهد انجام نمی دهد. با این طرز فکر دانشگاه جامع ایرانیان بدون اخذ مجوز از نهادهای مربوط، کارش را آغاز کرد. ساختمان گرفت، سایت راه اندازی کرد و آرم دانشگاه را در معرض دید مردم گذاشت. همان روزهای اول بود که شورای عالی انقلاب فرهنگی مخالفت خودش را با دانشگاه احمدی نژاد اعلام کرد. فروردین سال ۱۳۹۳ بود که دکتر فرجی دانا وزیر علوم وقت در جواب سوال خبرنگاری گفته بود: «مجوز این دانشگاه از نظر وزارت علوم اعتباری ندارد.»

مسئولان دولتی هر روز از غیرقانونی بودن دانشگاه احمدی نژاد می گفتند و دست اندرکاران دانشگاه زیر بار نمی رفتند. اطلاعیه ای در شهریورماه سال ۹۳ توسط وزارت علوم صادر شد که می گفت: «آن چه از آن به عنوان «دانشگاه ایرانیان» یا «دانشگاه غیردولتی- غیرانتفاعی جامع بین المللی ایرانیان» یاد می شود، فاقد مجوز راه اندازی و انجام امور آموزشی و پژوهشی از جمله پذیرش دانشجو از سوی شورای گسترش آموزش عالی این وزارت است؛ ضمن این که مصوبه جلسه ۷۳۵ مورخ ۲۵/۰۴/۱۳۹۳ شورای عالی انقلاب فرهننگی درخصوص اعطای مجوز به آقای دکتر محمود احمدی نژاد برای تاسیس دانشگاه بین المللی در تهران نیز لغو بالااثر اعلام شده است.»

با این همه خبر رسیده بود دانشگاه جامع ایرانیان این بار با عنوان مرکز زبان ایرانیان اقدام به پذیرش دانشجو کرده است. باز هم چند روز بعد دکتر سید حسن حسینی، مدیر دفتر کل گسترش وزارت علوم گفته بود: «فعالیت مرکز زبان نیز از اقداماتی است که غیرقانونی صورت می گیرد. آن چه مسلم است، هم از نظر وزارت علوم و هم از نظر شورای عالی انقلاب فرهنگی ادامه فعالیت این دانشگاه غیرقانونی است.

گشتی در دانشگاه ایرانیان که دانشگاه نیست!

ساختمانی در خیابان بهار

کنجکاو شدیم بدانیم در ساختمان دانشگاه ایرانیان چه می گذرد. به همین خاطر راه افتادیم سمت ساختمانی که آدرسش در سایت دانشگاه درج شده بود. خیابان بهار، بن بست آسمان! نمی دانم اطرافیان احمدی نژاد چقدر گشته اند تا ساختمانی مناسب دانشگاه در خیابانی به اسم بهار پیدا کنند که همه چیزشان به همه چیزشان بیاید. دولت بهاری، رئیس جمهوری بهاری و دانشگاه بهاری!

هرچند محله دانشگاه شباهت زیادیبه بهار نداشت. کنارش خرابه ای بود و ساختمانی که داشت تیرآهن هایش سر به فلک می کشید. ساختمان دانشگاه ایرانیا اما پنج، شش طبقه بود و تابلویی نداشت. تنها روی برگه a4 که کنار در چسبانده بودند، نوشته بود: به سمت مرکز زبان ایرانیان.

ساختمان متروک می زد. فقط پیرمرد تکیده ای جلوی در ایستاده بود و نگاهم می کرد. سلام کردم و سراغ کلاس زبان را گرفتم. آدرس طبقه دوم را داد. وارد ساختمان شدم، تمام اتاق هایش خالی بود، صدای قدم هایم توی راهرو می پیچید. تک وتوک میز و صندلی توی اتاق ها و گوشه راهرو رها کرده بودند و خبری از رفت و آمد نبود.

جوانی به استقبالم آمد و راهنمایی ام کرد به اتاق ثبت نام. برایم شرایط کلاس ها را گفت و آزمون تعیین سطحی که در چند روز آینده برگزار می کنند. خدایی قیمت هایشان هم بد نبود! از مدرک آخر دوره پرسیدم و گفت: پایان هر دوره مدرک با مهر و امضای خود آموزشگاه به شما داده می شه و معتبره.

از حرف و حدیث هایی در مورد مجوز دانشگاه صحبت کردم و پاسخ داد: مجوزهای مربوط برای فعالیت مرکز مزبان به صورت کامل اخد شده. شما نگران این چیزها نباشید.

فرمی پر کردم و چند فرم اضافه هم برای دوستانم به یادگاری گرفتم. خدا را چه دیدید، شاید خواستیم در دانشگاه بی مجوز محمود احمدی نژاد تحصیل کنیم. داشنگاهی که نمونه کوچک دولت احمدی نژاد در آن هشت سال است. اگر همه دنیا بگویند کار شما اشتباه است، کار خودشان را انجام می دهند!

منبع: برترینها

کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه